اما من داشتم جدی میگفتم آبجی ، اینجوری خیالم راحت میشه .کاش کاری از دستم برمیومد برات ، برای دل غمگین و اعصاب نداشته این روزهات.
اینجا رو اینقد درهم برهم نوشته ام که فقط خودم می دونم موقع نوشتنش چه مرگم بوده از این بابت راضی ام.
برچسب:
نویسنده: نیما صادقی